کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹۸ - به دوستی خودم میکشی که رای من است این...

1

به دوستی خودم میکشی که رای من است این

به خویش دشمنی کرده ام سزای من است این

2

گداختم ز جفا تا وفا به عهد تو کردم

بلی نتیجه عهد تو و فای من است این

3

به قول مدعیم میکشی و نیستی آگه

که در غمی که منم عین مدعای من است این

4

وفا نگر که دم قتل من ز خیل سگانش

یکی نکرد شفاعت که آشنای من است این

5

عجب نباشد اگر پا کشم ز مسند قربت

تو آفتابی و من ذره ام چه جای من است این

6

دلم که گشته ز بی غیرتی مقیم در آن کو

از آن مقام برانش که بی رضای من است این

7

اگر ز غم برهی محتشم دچار تو گردد

بگو کمینه غلام گریز پای من است این

متن شعر کپی شد.