کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۰۴ - شاهانه رخش راندن آن خردسال بین...

1

شاهانه رخش راندن آن خردسال بین

در خردی آن بزرگی و جاه و جلال بین

2

بر ماه تازهد پرتو حسنش نظر فکن

صد آفتاب تعبیه در یک هلال بین

3

شد فتنه زمانه مهش بدر ناشده

پیش از کمال حسن نمود جمال بین

4

ز آثار حسن او اثر از آدمی نماند

این حسن آدمی کش بی اعتدال بین

5

مردم که وقت پرسش حالم به محرمی

پنهان اشاره کرد که تغییر حال بین

6

گفتم که فرض گشته مرا پای بوس تو

سوی رقیب دید که فرض محال بین

7

یک باره گشت پاس درش مشتغل به من

هان ای حسود دولت بی انتقال بین

8

شد شهره تا ابد به غلامیش محتشم

این خسروی و سلطنت بی زوال بین

متن شعر کپی شد.