کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۱۰ - دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او...

1

دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او

یافت کز جان عاشقم من سگ ادراک او

2

امشب اندر سیر با او جمله مخصوصند لیک

جلوه مخصوص منست از قامت چالاک او

3

صد سر اندر راخ جولانش به خاک افتاده لیک

چشم دارد بر سر من حلقه فتراک او

4

ترسم از شوخی هم امروزم کند رسوا که هیچ

باکی از مرد ندارد غمزه بی باک او

5

بخت کوس مقبلی زد کز قضا شد نامزد

همچو من آلوده دامانی به عشق پاک او

6

کوه کن را می کند از شکوه شیرین خموش

در وفا اسراف من در مرحمت امساک او

7

جان که می لرزید دایم بر سر جسم ضعیف

برق عشق آتش زد اکنون در خس و خاشاک او

8

آن که بر وی ناگذشته ریختی خونش به خاک

بگذرد از خون خود گر بگذری بر خاک او

9

محتشم رسوا شد از عشق و سری بیرون نکرد

رشته تدبیر از پیراهن صد چاک او

متن شعر کپی شد.