کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۱۱ - آن منتظر گدازی چشم سیاه او...

1

آن منتظر گدازی چشم سیاه او

جانیست در تن نگه گاه گاه او

2

خوش کامرانیست در اثنای قهر و خشم

دیدن به دست میل عنان نگاه او

3

در عین بسملم در انکار اگر زند

من با سر بریده شوم خود گواه او

4

هست از سر بریده او یک رهم امید

جنبیدن لبی که شود عذرخواه او

5

آن رتبه کو که بی حرکت سازم از دعا

دست فرشته ای که نویسد گناه او

6

الماس ریزه ریخته در چشم غیرتم

هر برگ گل که ریخته در خوابگاه او

7

او گرد غم فشانده ز حرمان به روی من

من خاک کوچه رفته ز مژگان ز راه او

8

زلفش سپاه خسرو حسنست وین عجب

کاسباب قوت است شکست سپاه او

9

منشین ز سوز محتشم ایمن که بر فلک

داغیست هر ستاره ای از دود آه او

متن شعر کپی شد.