کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۲۵ - هر که دیدم چونی از غم به فغانست که تو...

1

هر که دیدم چونی از غم به فغانست که تو

یار غیری و فغان من از آن است که تو

2

همچو سوسن به زبان با همه کس در سخنی

وین خسان را همگی حمل بر آن است که تو

3

میدری غنچه صفت پرده ناموس ولی

بر من تنگ دل این نکته عیان است که تو

4

پاکدامانی از آلایش اغیار چو گل

لیک امید من خسته چنان است که تو

5

همچو نرگس کنی از کج نظران قطع نظر

زان که از همت صاحب نظران است که تو

6

گرو از صورت چین بردی و ما را ز پیت

دیده معنی از آن رو نگران است که تو

7

می روی وز صف سیمین بدنان هیچ بتی

محتشم را نه چنان آفت جان است که تو

متن شعر کپی شد.