کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۲۸ - زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شو...

1

زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شو

جعد مسلسل بر گشا گو بنده ای آزاد شو

2

چشم مکحل باز کن بر عاشقان افکن نظر

گو در میان مردمان عاشق کشی بنیاد شو

3

در خانقه سر خوش درآ گو شیخ شهر از دین برا

بگذر به مسجد گو خلل در حلقه زهاد شو

4

خالی کن اقلیم دلم از لشگر ظلم و ستم

گو در زمان حسن تو ویرانه ایی آباد شو

5

ای در دل غم پرورم صد درد بی درمان ز تو

یک مژده درمان بده گو دردمندی شاد شو

6

از خاطر من بر مدارای ناصح شیرین ادا

کوه غم آن سنگ دل گو محتشم فرهاد شو

متن شعر کپی شد.