کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۳۴ - زهی کرشمه تو را سرمه سای چشم سیاه...

1

زهی کرشمه تو را سرمه سای چشم سیاه

دو عالمت نگرستن بهای چشم سیاه

2

دو حاجب تو کمین گاه لشگر فتنه

سپرده اند به آن گوشه های چشم سیاه

3

هزار چشم چو نرگس نهاده اند بتان

که بنگری و شوندت فدای چشم سیاه

4

ز خواب بستن من آزمود قدرت خویش

چو شد به غمزه و شوندت فدای چشم سیاه

5

جلای چهره روز سفید گردد اگر

برآفتاب گمارد بلای چشم سیاه

6

ستاده چشم برایمانم آن که داده مدام

ز خوان نامه سفیدان غذای چشم سیاه

7

هزارخانه سیه ساز در کمین دارد

برای محتشم آن مه ورای چشم سیاه

8

دو چشم محتشم از اشک سرخ گشت سفید

ز بهر چهره گلگون برای چشم سیاه

متن شعر کپی شد.