کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۴۲ - شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده...

1

شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده

همسایه را دردسر از افغان و فریادم مده

2

از زاری و افغان من گردد دل او سخت تر

ای گریه بر آبم مران ای آه بر بادم مده

3

چون میرم و کین منش باقی بود ای بخت بد

جز جانب دوزخ صلازین محنت آبادم مده

4

زین سان که آن نامهربان شاد است از ناشادیم

گر مهربانی ای فلک هرگز دل شادم مده

5

هردم به داد آیم برت از ذوق بیداد دگر

خواهی به داد من رسی بیداد کن دادم مده

6

هردم کنم صد کوه غم در بیستون عشق تو

من سخن جان دیگرم نسبت به فرهادم مده

7

گفتم به بیدادم مکش درخنده شد کای محتشم

حکمت بر افلاطون مخوان تعلیم بیدادم مده

متن شعر کپی شد.