کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۴۳ - پند گوی تو چه ها تا به تو فهمانیده...

1

پند گوی تو چه ها تا به تو فهمانیده

کز منت باز به این مرتبه رنجانیده

2

ز آتش سرکش قهرت ز تو رو گردانست

عاشق روی ز شمشیر نگردانیده

3

زان نگه قافله صبر گریزان وز پی

مژه ها تیغ در آن قافله خوابانیده

4

مژه بیش از مدد ابرویش از دل گذران

تیر پران و کمان گوشه نجنبانیده

5

چه روم بی تو به گشت چمن ای حور که هست

باغ گل در نظرم دوزخ تابانیده

6

می کشم پای ز هنگامه عشقت که فراق

سخت چشم من ازین معرکه ترسانیده

7

محتشم شمع صفت چند بسوزی مروی

خویش را کس به عبث این همه سوزانیده

متن شعر کپی شد.