غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۵۴۶ - من کیستم به دوزخ هجران فتاده ای...
1
من کیستم به دوزخ هجران فتاده ای
وز جرم عشق دل به عقوبت نهاده ای
2
تشریف وصل در بر اغیار دیده ای
با دل قرار فرقت دل دار داده ای
3
از جوی یار بر سر آتش نشسته ای
وز رشگ غیر بر در غیرت ستاده ای
4
پا از ره سلامت دوران کشیده ای
بر خورد در ملامت مردم گشاده ای
5
در شاه راه جور کشی پر تحملی
در وادی وفا طلبی کم اراده ای
6
در کامکاری از همه آفاق کمتری
در بردباری از همه عالم زیاده ای
7
چون محتشم عنان هوس داده ای ز دست
وز رخش کامرانی دوران پیاده ای