غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۵۴۷ - صبح مرا به ظن غلط شام کرده ای...
1
صبح مرا به ظن غلط شام کرده ای
بی تاب مرا گنهی نام کرده ای
2
تا ذوق حرف تلخ تو حسرت کشم کند
ایذای من به نامه و پیغام کرده ای
3
از غایت مضایقه در گفت و گو مرا
راضی به یک شنیدن دشنام کرده ای
4
در غین مهر این که مرا کشته ای نهان
تقلید مهربانی ایام کرده ای
5
ترسم دمار از من بی ته برآورد
مرد آزمایی که تو در جام کرده ای
6
چشم تلافی ز تو دارم که پیش خلق
روی مرا به شبهه شبه فام کرده ای
7
از قتل محتشم همه احرام بسته اند
در دفع وی ز بس که تو ابرام کرده ای