کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۴۸ - از قید عهد بنده تو خود رسته بوده ای...

1

از قید عهد بنده تو خود رسته بوده ای

عهدی نهفته هم به کسی بسته بوده ای

2

خواب گران صبح خبر داد ازین که دوش

در بزم کرده آن چه توانسته بوده ای

3

مرغ دل آن نبود که ناید به دام تو

گویا تو بی محل ز کمین جسته بوده ای

4

آورده ای بپرسش حالم رقیب را

خوش ملتفت به حال من خسته بوده ای

5

گفتن چه احتیاج که غیری نبوده است

در خانه دلم که تو پیوسته بوده ای

6

گفتی دلت که برده ندانسته ام بگو

در دلبری تو این همه دانسته بوده ای

7

در برم بهر خدمت شایسته رقیب

ای محتشم تو این همه بایسته بوده ای

متن شعر کپی شد.