کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۵۰ - بیش از دی گرم استغنا زدن گردیده ای...

1

بیش از دی گرم استغنا زدن گردیده ای

غالبا امروز در آیینه خود را دیده ای

2

کلفتی داری و پنهان داری از من گوئیا

این که با غیر الفتت فهمیده ام فهمیده ای

3

گشت معلومم که در گوشت چه آهنگی خوش است

چون شنیدم کز غرض گو حال من پرسیده ای

4

چون شوی با غیر بد مخصوص خود گردانیم

آلت اعراض غیرم خوب گردانیده ای

5

چون نمی رنجی تو از کس جز به جرم دوستی

حیرتی دارم که از دشمن چرا رنجیده ای

6

پنبه ای در گوش نه تا ننهی از غیرت به داغ

این که می گویند بدگویان اگر نشنیده ای

7

محتشم کافتاده زار از پرسش بی جای تو

کشته ای او را و پنداری که آمرزیده ای

متن شعر کپی شد.