کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۵۴ - کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی...

1

کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی

یا دلم تاب فراق آن ستمگر داشتی

2

کاشکی هرگز از آن گل نامدی بوی وفا

یا چو رفتی مرغ دل فریاد کمتر داشتی

3

کاشکی زان پیش کان شمع از کنار من رود

ضربت شمشیر مرگم از میان برداشتی

4

آن که رفت و یاد خلق او مرا دیوانه ساخت

کاشکی خوی پری رویان دیگر داشتی

5

تن که بر بستر ز درد هجر او پهلو نهاد

کاش از خشت لحد بالین و بستر داشتی

6

محتشم کز درد دوری خاک بر سر می کند

وه چه بودی گر اجل را راه بر سر داشتی

متن شعر کپی شد.