غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۵۵۵ - مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی...
1
مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
غم جهان همه بر من گماشتی رفتی
2
سواد خط مژه ام زان فراق نامه سترد
که در وداع بنامم گذاشتی رفتی
3
دل از وفا به تو می داد دست عهد ابد
ازو تو عهد گسل واگذاشتی رفتی
4
به غیر حسرت و مردن بری نداد آن تخم
که در زمین دل خسته کاشتی رفتی
5
لوای هجر که یک چند بود افکنده
تو در شکست غمش برفراشتی رفتی
6
مرا که ابرش ادبار بد به زین ماندم
تو زین بر ابلق اقبلال داشتی رفتی
7
دگر به زیستن محتشم امید مدار
چنین که در تب مرگش گذاشتی رفتی