کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۵۵ - مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی...

1

مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی

غم جهان همه بر من گماشتی رفتی

2

سواد خط مژه ام زان فراق نامه سترد

که در وداع بنامم گذاشتی رفتی

3

دل از وفا به تو می داد دست عهد ابد

ازو تو عهد گسل واگذاشتی رفتی

4

به غیر حسرت و مردن بری نداد آن تخم

که در زمین دل خسته کاشتی رفتی

5

لوای هجر که یک چند بود افکنده

تو در شکست غمش برفراشتی رفتی

6

مرا که ابرش ادبار بد به زین ماندم

تو زین بر ابلق اقبلال داشتی رفتی

7

دگر به زیستن محتشم امید مدار

چنین که در تب مرگش گذاشتی رفتی

متن شعر کپی شد.