کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۵۷ - بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی...

1

بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی

عفی الله خوب رفتی لطف فرمودی کرم کردی

2

شکستی از ستم پیمان چون من نیک خواهی را

تکلف هر طرف بر خویش بیش از من ستم کردی

3

به دست امتیاز خود چو دادی خامه دقت

چه بد دیدی که حرف بد به نام ما رقم کردی

4

من از مهر تو هر کس را که با خود ساختم دشمن

تو با او دوست گشتی هرچه طبعش خواست هم کردی

5

تفاوت ارچه شد پیدا که در خیل هواداران

یکی را کاستی حرمت یکی را محترم کردی

6

چرا کوه وفائی را که بد از نه سپهر افزون

ز هم پاشیدی و ریگ بیابان عدم کردی

7

مقام قرب خود دادی رقیب سست بیعت را

کرا بنگر به جای عاشق ثابت قدم کردی

8

نگون کردی لوای دوستان این خود که کرد آخر

که در عالم به دشمن دوستی خود را علم کردی

9

چه جای دوست کس با دشمن خود این کند هرگز

که بی موجب تو بدپیمان چنین با محتشم کردی

متن شعر کپی شد.