کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۵۸ - اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردی...

1

اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردی

ز بیدادی که بر من کرده باشی منفعل گردی

2

مکن چون لاله چاکم در دل پرخون که می ترسم

در و داغ وفای خود به بینی و خجل گردی

3

دلت روشن تر از آیینه صبح است می خواهم

که بر تحقیق مهرم یک نفس بر گرد دل گردی

4

چو بی جرمی به تیغ بی دریغم می کنی بسمل

چنان کن باری ای نامهربان کز من بحل گردی

5

تو ای مرغ دل از پروانه خود کم نه و باید

که تا جانباشدت بر گرد آن شمع چه گل گردی

6

رقیبان چون گسستی از دلش سررشته مهرم

الهی با نصیب از وصل آن پیمان گسل گردی

7

اگر خواهی ز گرد غیر خالی کوی آن مه را

به گردش محتشم چون باد باید متصل گردی

متن شعر کپی شد.