غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۵۶۶ - باز بر من نظر افکنده شکار اندازی...
1
باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
به شکار آمده در دشت دلم شهبازی
2
کرده از گوشه کنارم هدف ناوک ناز
گوشه چشم خدنگ افکن صید اندازی
3
خون بهای دو جهانست در اثنای عتاب
از لبش خنده ای از گوشه چشمش نازی
4
سخن مجلسیش می کشد از ذوق مرا
چون زیم گر شنوم روزی از آن لب رازی
5
به زکات قدمت بر لب بام آی امشب
چون به گوشت رسد آلوده به درد آوازی
6
چشمت از غمزه مرا کشت و لب زنده نساخت
آخر ای یوسف عیسی نفسان اعجازی
7
محتشم دل چو به آن غمزه سپردی زنهار
برحذر باش که واقف نشود غمازی