کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۲ - دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد...

1

دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد

من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد

2

کارم بدان رسید که همراز خود کنم

هر شام برق لامع و هر بامداد باد

3

در چین طره تو دل بی حفاظ من

هرگز نگفت مسکن مالوف یاد باد

4

امروز قدر پند عزیزان شناختم

یا رب روان ناصح ما از تو شاد باد

5

خون شد دلم به یاد تو هر گه که در چمن

بند قبای غنچه گل می گشاد باد

6

از دست رفته بود وجود ضعیف من

صبحم به بوی وصل تو جان بازداد باد

7

حافظ نهاد نیک تو کامت برآورد

جان ها فدای مردم نیکونهاد باد

متن شعر کپی شد.