غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۵۷۱ - توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی...
1
توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی
تا تو نگاه کرده ای گشته بلند آتشی
2
سکه عشق می شود تازه که باز از بتان
نوبت حسن می زند کودک پادشه وشی
3
گشته به قصد بی دلان مایل خانه کمان
صید فکن خدنگی از پادشاهانه تر کشی
4
سهم کشنده ناوکی می کشدم که در پیم
داده عنان رخش کین صید کشی کمان کشی
5
در حرکات پشت زین هست سبک تر از صبا
آن که بپا نشست ازو کوه کشیده ابرشی
6
ای منم از خمار غم کز تازه دگر
ساقی عشق در قدح کرده شراب بی غشی
7
باز به بزم زلف را دام که کرده بوده ای
کامد از انجمن برون محتشم مشوشی