کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۷۹ - دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی...

1

دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی

مگردان روی از من تا ز قربان رونگردانی

2

دم خون ریختن از دیدن رویت مکن منعم

که کس در حالت بسمل نبندد چشم قربانی

3

بدین حسن ای شه خوبان نه جانا نخوانمت نی جان

اگر چیزی بود خوش تر ز جان جانان من آنی

4

ملک شانی و پشت قدر احباب از سگان کمتر

پریشانی و احباب از تو دایم در پریشانی

5

چه پرسی حرف صبر از من چه میدانی نمی دانم

چه گویم شرح بی صبری چو می دانم که میدانی

6

بجز مهر و مهت آیینه ای در خور نمی بینم

که در خوبی به مه میمانی و از خور نمی مانی

7

ز پند محتشم ماند ای صنم پاکیزه دامانت

الهی تا ابد مانی بدین پاکیزه دامانی

متن شعر کپی شد.