کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸۸ - نگشتی یار من تا طور یاریهای من بینی...

1

نگشتی یار من تا طور یاریهای من بینی

نبردی دل ز من تا جان سپاریهای من بینی

2

ندادی اختیار کشتن من ترک چشمت را

که در جان باختن بی اختیاریهای من بینی

3

دگرگون حال زان خالم نکردی تا حسودان را

بر آتش چون سپند از بی قراریهای من بینی

4

گران بارم نکردی از غم مرد آزمای خود

که با نازک دلیها بردباریهای من بینی

5

نشد در جام بهر امتحانم باده وصلت

که با چندین هوس پرهیزگاریهای من بینی

6

به قصد جان نخواندی دادی از نقد وفا بر من

که در نرد محبت خوش قماریهای من بینی

7

نکردی محرم رازم که بهر امتحان هم خود

به غمازی درآیی رازداریهای من بینی

8

نکردی ذکر خود را زیور لفظم که چون خوانی

کتاب عاشقان را یادگاریهای من بینی

9

نشد کاری به جنبش کلک فکر محتشم یعنی

نگار من شوی دیوان نگاریهای من بینی

متن شعر کپی شد.