کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۴ - همای اوج سعادت به دام ما افتد...

1

همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

2

حباب وار براندازم از نشاط کلاه

اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

3

شبی که ماه مراد از افق شود طالع

بود که پرتو نوری به بام ما افتد

4

به بارگاه تو چون باد را نباشد بار

کی اتفاق مجال سلام ما افتد

5

چو جان فدای لبش شد خیال می بستم

که قطره ای ز زلالش به کام ما افتد

6

خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز

کز این شکار فراوان به دام ما افتد

7

به ناامیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه دولت به نام ما افتد

8

ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ

نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

متن شعر کپی شد.