کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۵ - شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد...

1

شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد

بنده طلعت آن باش که آنی دارد

2

شیوه حور و پری گر چه لطیف است ولی

خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد

3

چشمه چشم مرا ای گل خندان دریاب

که به امید تو خوش آب روانی دارد

4

گوی خوبی که برد از تو که خورشید آن جا

نه سواریست که در دست عنانی دارد

5

دل نشان شد سخنم تا تو قبولش کردی

آری آری سخن عشق نشانی دارد

6

خم ابروی تو در صنعت تیراندازی

برده از دست هر آن کس که کمانی دارد

7

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز

هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد

8

با خرابات نشینان ز کرامات ملاف

هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

9

مرغ زیرک نزند در چمنش پرده سرای

هر بهاری که به دنباله خزانی دارد

10

مدعی گو لغز و نکته به حافظ مفروش

کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد

متن شعر کپی شد.