غزل · حافظ
غزل شماره ۱۳۱ - بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد...
1
بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
هلال عید به دور قدح اشارت کرد
2
ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد
3
مقام اصلی ما گوشه خرابات است
خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد
4
بهای باده چون لعل چیست جوهر عقل
بیا که سود کسی برد کاین تجارت کرد
5
نماز در خم آن ابروان محرابی
کسی کند که به خون جگر طهارت کرد
6
فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز
نظر به دردکشان از سر حقارت کرد
7
به روی یار نظر کن ز دیده منت دار
که کار دیده نظر از سر بصارت کرد
8
حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ
اگر چه صنعت بسیار در عبارت کرد