کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱ - نگشود مرا ز یاریت کار...

1

نگشود مرا ز یاریت کار

دست از دلم ای رفیق! بردار

2

گرد رخ من، ز خاک آن کوست

ناشسته مرا به خاک بسپار

3

رندیست ره سلامت ای دل!

من کرده ام استخاره، صد بار

4

سجاده زهد من، که آمد

خالی از عیب و عاری از عار

5

پودش، همگی ز تار چنگ است

تارش، همگی ز پود زنار

6

خالی شده کوی دوست از دوست

از بام و درش، چه پرسی اخبار؟

7

کز غیر صدا جواب ناید

هرچند کنی سوال تکرار

8

گر می پرسی: کجاست دلدار؟

آید ز صدا: کجاست دلدار؟

9

از بهر فریب خلق، دامی است

هان! تا نشوی بدان گرفتار

10

افسوس که تقوی بهائی

شد شهره به رندی آخر کار

متن شعر کپی شد.