کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳ - اگر کنم گله من از زمانه غدار...

1

اگر کنم گله من از زمانه غدار

به خاطرت نرسد از من شکسته غبار

2

به گوش من، سخنی گفت دوش باد صبا

من از شنیدن آن، گشته ام ز خود بیزار

3

که بنده را به کسان کرده ای شها! نسبت

که از تصور ایشان مرا بود صد عار

4

شها! شکایت، خود نیست گرچه از آداب

ولی به وقت ضرورت، روا بود اظهار

5

رواست گر من از این غصه خون بگریم، خون

سزاست گر من از این غصه، زار گریم، زار

6

بپرس قدر مرا، گرچه خوب می دانی

که من گلم، گل؛ خارند این جماعت، خار

7

من آن یگانه دهرم که وصف فضل مرا

نوشته منشی قدرت، به هر در و دیوار

8

به هر دیار که آیی، حکایتی شنوی

به هر کجا که روی، ذکر من بود در کار

9

تو قدر من نشناسی، مرا به کم مفروش

بهائیم من و باشد بهای من بسیار

متن شعر کپی شد.