غزل · شیخ بهایی
غزل شماره ۱۴ - الهی الهی، به حق پیمبر...
1
الهی الهی، به حق پیمبر
الهی الهی، به ساقی کوثر
2
الهی الهی، به صدق خدیجه
الهی الهی، به زهرای اطهر
3
الهی الهی، به سبطین احمد
الهی، به شبیر الهی! به شبر
4
الهی به عابد! الهی به باقر
الهی به موسی، الهی به جعفر
5
الهی الهی، به شاه خراسان
خراسان چه باشد! به آن شاه کشور
6
شنیدم که می گفت زاری، غریبی
طواف رضا، چون شد او را میسر:
7
من اینجا غریب و تو شاه غریبان
به حال غریب خود، از لطف بنگر
8
الهی به حق تقی و به علمش
الهی به حق نقی و به عسکر
9
الهی الهی، به مهدی هادی
که او مومنان راست هادی و رهبر
10
که بر حال زار بهائی نظر کن!
به حق امامان معصوم، یکسر