غزل · شیخ بهایی
غزل شماره ۱۸ - من آینه طلعت معشوق وجودم...
1
من آینه طلعت معشوق وجودم
از عکس رخش مظهر انوار شهودم
2
ابلیس نشد ساجد و مردود ابد شد
آن دم که ملائک همه کردند سجودم
3
تا کس نبرد ره به شناسایی ذاتم
گه مومن و گه کافر و گه گبر و یهودم
غزل · شیخ بهایی
من آینه طلعت معشوق وجودم
از عکس رخش مظهر انوار شهودم
ابلیس نشد ساجد و مردود ابد شد
آن دم که ملائک همه کردند سجودم
تا کس نبرد ره به شناسایی ذاتم
گه مومن و گه کافر و گه گبر و یهودم