کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲ - تازه گردید از نسیم صبحگاهی، جان من...

1

تازه گردید از نسیم صبحگاهی، جان من

شب، مگر بودش گذر بر منزل جانان من

2

بس که شد گل گل تنم از داغهای آتشین

می کند کار سمندر، بلبل بستان من

3

طفل ابجد خوان عشقم، با وجود آنکه هست

صد چو فرهاد و چو مجنون، طفل ابجد خوان من

4

گفتمش: از کاو کاو سینه ام، مقصود چیست؟

گفت: می ترسم که بگذارد در آن پیکان من

5

بس که بردم آبروی خود به سالوسی و زرق

ننگ می دارند اهل کفر، از ایمان من

6

با خیالت دوش، بزمی داشتم، راحت فزا

از برای مصلحت بود اینهمه افغان من

7

رفتم و پیش سگ کویت، سپردم جان و دل

ای خوش آن روزی که پیشت، جان سپارد جان من

8

از دل خود، دارم این محنت، نه از ابنای دهر

کاش بودی این دل سرگشته در فرمان من

9

چون بهائی، صدهزاران درد دارم جانگداز

صدهزاران، درد دیگر هست سرگردان من

متن شعر کپی شد.