مثنوی · شیخ بهایی
شماره ۳ - دلم از قال و قیل گشته ملول...
1
دلم از قال و قیل گشته ملول
ای خوشا خرقه و خوشا کشکول
2
لوحش الله، ز سینه جوشیها
یاد ایام خرقه پوشیها
3
ای خوش ایام شام و مصر و حجاز
فارغ از فکرهای دور و دراز
4
باز گیرم شهنشهی از سر
و ز کلاه نمد کنم افسر
5
شود آن پوست تخته، تختم باز
گردد از خواب، چشم بختم باز
6
خاک بر فرق اعتبار کنم
خنده بر وضع روزگار کنم