مثنوی · شیخ بهایی
شماره ۶ - ای نسیم صبح، خوشبو می رسی...
1
ای نسیم صبح، خوشبو می رسی
از کدامین منزل و کو می رسی؟
2
می فزاید از تو جانها را طرب
تو مگر می آیی از ملک عرب؟
3
تازه گردید از تو جان مبتلا
تو مگر کردی گذر از کربلا؟
4
می رسد از تو نوید لاتخف
می رسی گویا ز درگاه نجف
5
بارگاه مرقد سلطان دین
حیدر صفدر، امیرالموئمنین
6
حوض کوثر، جرعه ای از جام او
عالم و آدم، فدای نام او
7
یارب امید بهائی را برآر
تا کند پیش سگانش، جان نثار