کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۷ - دل از من برد و روی از من نهان کرد...

1

دل از من برد و روی از من نهان کرد

خدا را با که این بازی توان کرد

2

شب تنهاییم در قصد جان بود

خیالش لطف های بی کران کرد

3

چرا چون لاله خونین دل نباشم

که با ما نرگس او سرگران کرد

4

که را گویم که با این درد جان سوز

طبیبم قصد جان ناتوان کرد

5

بدان سان سوخت چون شمعم که بر من

صراحی گریه و بربط فغان کرد

6

صبا گر چاره داری وقت وقت است

که درد اشتیاقم قصد جان کرد

7

میان مهربانان کی توان گفت

که یار ما چنین گفت و چنان کرد

8

عدو با جان حافظ آن نکردی

که تیر چشم آن ابروکمان کرد

متن شعر کپی شد.