کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

شماره ۸ - چه خوش بودی ارباده کهنه سال...

1

چه خوش بودی ارباده کهنه سال

شدی بر من خسته یکدم حلال

2

که خالی کنم سینه را یک زمان

ز غمهای پی در پی بی کران

3

رود محنت دهر از یاد من

شود شاد این جان ناشاد من

4

به یادم نیاید، به صد اضطراب

کلام برون از حد و از حساب

5

به افسون ز افسانه، دل خوش کنم

مگر ضعف پیری، فرامش کنم

6

بمیرم ز حسرت، دگر یک نفس

رها کرده بینم سگی از مرس

7

غم و غصه را خاک بر سر کنم

دمی لذت عمر نوبر کنم

8

ندانم درین دیر بی انتظام

که محنت کدام است و راحت کدام

9

بهائی، دل از آرزوها بشو

که من طالعت می شناسم، مگو

10

اگر باده گردد حلالت دمی

گریزد همان دم، از آن خرمی

11

نیابی از آن جز غم و درد و رنج

بجز مار ناید به دستت ز گنج

12

فروبند لب را از این قیل و قال

مکن جان من، آرزوی محال

متن شعر کپی شد.