کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۰ - دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد...

1

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

2

یا بخت من طریق مروت فروگذاشت

یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد

3

گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم

چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد

4

شوخی مکن که مرغ دل بی قرار من

سودای دام عاشقی از سر به درنکرد

5

هر کس که دید روی تو بوسید چشم من

کاری که کرد دیده من بی نظر نکرد

6

من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع

او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

متن شعر کپی شد.