غزل · حافظ
غزل شماره ۱۴۵ - چه مستیست ندانم که رو به ما آورد...
1
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد
2
تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد
3
دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
که باد صبح نسیم گره گشا آورد
4
رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد
بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد
5
صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است
که مژده طرب از گلشن سبا آورد
6
علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست
برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد
7
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
8
به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم
که حمله بر من درویش یک قبا آورد
9
فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند
که التجا به در دولت شما آورد