کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۱۸ - حکایه العابد الذی کان قوته العلف لیامن دینه من التلف

1

نوجوانی از خواص پادشاه

می شدی، با حشمت و تمکین، به راه

2

دل ز غم خالی و سر پر از هوس

جمله اسباب تنعم پیش و پس

3

بر یکی عابد، در آن صحرا گذشت

کاو علف می خورد، آن آهوی دشت

4

هر زمان، در ذکر حی لایموت

شکر گویان کش میسر گشت قوت

5

نوجوان سویش خرامید و بگفت:

کای شده با وحشیان در قوت جفت!

6

سبز گشته، چون زمرد، رنگ تو

چونکه ناید جز علف در چنگ تو

7

شد تنت چون عنکبوت، از لاغری

چون گوزنان، چند در صحرا چری؟

8

گر چو من بودی تو خدمتگار شاه

در علف خوردن نمی گشتی تباه

9

پیر گفتش: کای جوان نامدار

کت بود از خدمت شه افتخار

10

گر چو من، تو نیز می خوردی علف

کی شدی عمرت در این خدمت تلف؟

متن شعر کپی شد.