کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۱۹ - فی ذم المتمکنین فی المناصب الدنیویه للحظوظ الواهیه الدنیه

1

نان و حلوا چیست؟ ای فرزانه مرد

منصب دنیاست، گرد آن مگرد

2

گر بیالایی از او دست و دهان

روی آسایش نبینی در جهان

3

منصب دنیا نمی دانی که چیست؟

من بگویم با تو، یک ساعت بایست

4

آنکه بندد از ره حق پای مرد

آنکه سازد کوی حرمان جای مرد

5

آنکه نامش مایه بدنامی است

آنکه کامش، سر به سر، ناکامی است

6

آنکه هر ساعت، نهان از خاص و عام

کاسه زهرت فرو ریزد به کام

7

بر سر این زهر روزان و شبان

چند خواهی بود لرزان و تپان؟

8

منصب دنیاست، ای نیکونهاد!

آنکه داده خرمن دینت به باد

9

منصب دنیاست، ای صاحب فنون!

آنکه کردت این چنین، خوار و زبون

10

ای خوش آن دانا که دنیا را بهشت

رفت همچون شاه مردان در بهشت

11

مولوی معنوی در مثنوی

نکته ای گفته است، هان تا بشنوی:

12

« ترک دنیا گیر تا سلطان شوی

ورنه گر چرخی تو، سرگردان شوی

13

زهر دارد در درون، دنیا چو مار

گرچه دارد در برون، نقش و نگار

14

زهر این مار منقش، قاتل است

می گریزد زو هر آن کس عاقل است»

15

زین سبب، فرمود شاه اولیا

آن گزین اولیا و انبیا:

16

حب الدنیا، راس کل خطیه

و ترک الدنیا راس کل عباده

متن شعر کپی شد.