کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۰ - ساقی ار باده از این دست به جام اندازد...

1

ساقی ار باده از این دست به جام اندازد

عارفان را همه در شرب مدام اندازد

2

ور چنین زیر خم زلف نهد دانه خال

ای بسا مرغ خرد را که به دام اندازد

3

ای خوشا دولت آن مست که در پای حریف

سر و دستار نداند که کدام اندازد

4

زاهد خام که انکار می و جام کند

پخته گردد چو نظر بر می خام اندازد

5

روز در کسب هنر کوش که می خوردن روز

دل چون آینه در زنگ ظلام اندازد

6

آن زمان وقت می صبح فروغ است که شب

گرد خرگاه افق پرده شام اندازد

7

باده با محتسب شهر ننوشی زنهار

بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد

8

حافظا سر ز کله گوشه خورشید برآر

بختت ار قرعه بدان ماه تمام اندازد

متن شعر کپی شد.