غزل · سیف فرغانی
غزل شماره ۱۲ - دلم بربود دوش آن نرگس مست...
1
دلم بربود دوش آن نرگس مست
اگر دستم نگیری رفتم از دست
2
چه نیکو هر دو با هم اوفتادند
دلم با چشمت، این دیوانه آن مست
3
نمی دانم دهانت هست یا نیست
نمی دانم میانت نیست یا هست
4
تویی آن بی دهانی کو سخن گفت
تویی آن بی میانی کو کمر بست
5
بجانم بنده آزاده ای کو
گرفتار تو شد وز خویشتن رست
6
دگر با سیف فرغانی نیاید
دلی کز وی برید و در تو پیوست
7
گدایی کز سر کوی تو برخاست
به سلطانیش بنشاندند و ننشست