غزل · سیف فرغانی
غزل شماره ۱۶ - دوست سلطان و دل ولایت اوست...
1
دوست سلطان و دل ولایت اوست
خرم آن دل که در حمایت اوست
2
هر که را دل به عشق اوست گرو
از ازل تا ابد ولایت اوست
3
پس نماند ز سابقان در راه
هر که را پیش رو هدایت اوست
4
عرش بر آستانش سر بنهد
هر که را تکیه بر عنایت اوست
5
در دو عالم ز کس ندارد خوف
هر که در مامن رعایت اوست
6
چون ز غایات کون در گذرد
این قدم در رهش بدایت اوست
7
منتها اوست طالب او را
مقبل آن کس که او نهایت اوست
8
با خود از بهر او جهاد کند
اسدالله که شیر رایت اوست
9
گو مکن وقف هیچ جا گر چه
مصحف کون پر ز آیت اوست
10
خود عبارت نمی توان کردن
ز آنچه آن انتها و غایت اوست
11
سیف فرغانی ار سخن شنود
اندکی زین نمط کفایت اوست