کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹ - کیست کاندر دو جهان عاشق دیدار تو نیست...

1

کیست کاندر دو جهان عاشق دیدار تو نیست

کو کسی کو به دل و دیده خریدار تو نیست

2

دور کن پرده ز رخسار و رقیب از پهلو

که مرا طاقت نادیدن دیدار تو نیست

3

در تو حیرانم و آنکس که ندانست تو را

وندر آن کس که بدانست و طلب کار تو نیست

4

در طلب کاری گلزار وصالت امروز

نیست راهی که درو پای من و خار تو نیست

5

شربت وصل تو را وقت صلای عام است

ز آنکه در شهر کسی نیست که بیمار تو نیست

6

من به شکرانه وصلت دل و جان پیش کشم

گر متاع دل و جان کاسد بازار تو نیست

7

در بهای نظری از تو بدادم جانی

بپذیر از من اگر چند سزاوار تو نیست

8

وصل تو خواستم از لطف تو روزی، گفتی

چون مرا رای بود حاجت گفتار تو نیست

9

سیف فرغانی از تو به که نالد چون هیچ

«کس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست»

متن شعر کپی شد.