غزل · سیف فرغانی
غزل شماره ۳۳ - مه نکویی ز روی او دارد...
1
مه نکویی ز روی او دارد
شب سیاهی ز موی او دارد
2
خود بدین چشم چون توان دیدن
آنچه از حسن روی او دارد
3
از سر کوی او به کعبه مرو
کعبه خانه به کوی او دارد
4
گل به بستان جمال ازو گیرد
مشک در نافه بوی او دارد
5
نه تو تنهاش آرزومندی
هر چه هست آرزوی او دارد
6
ذره گر در هوا کند حرکت
هوس جست و جوی او دارد
7
ناله بلبل از پی گل نیست
روز و شب گفت و گوی او دارد
8
من به جان مایلم بدان عاشق
که دلش میل سوی او دارد
9
سیف از گریه خاک را تر کرد
آبها سر به جوی او دارد