کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲ - دوشم اسباب عیش نیکو بود...

1

دوشم اسباب عیش نیکو بود

خلوتم با نگار دلجو بود

2

اندر آن خلوت بهشت آیین

غیر من هر چه بود نیکو بود

3

با دلارام من مرا تا روز

سینه بر سینه روی بر رو بود

4

سخنش چاشنی شکر داشت

دهنش پسته سخن گو بود

5

نکنی باور ار تو را گویم

که چه سیمین بر و سمن بو بود

6

بود در دست شاه چون چوگان

آن که در پای اسب چون گو بود

7

آسیای مراد را همه شب

سنگ بر چرخ و آب در جو بود

8

من به نور جمال او خود را

چون نکو بنگریستم او بود

9

زنگی شب چراغ ماه به دست

پاسبان وار بر سر کو بود

10

دوری از دوست، سیف فرغانی!

گر ز تو تا تو یک سر مو بود

متن شعر کپی شد.