غزل · سیف فرغانی
غزل شماره ۵۰ - ای نامه نو رسیده از یار...
1
ای نامه نو رسیده از یار
بی گوش سخن شنیده از یار
2
در طی تو گر هزار قهر است
لطفی ست به من رسیده از یار
3
ای بوی وفا شنیده از تو
این جان جفا کشیده از یار
4
وی دیده هر آنچه گفته از دوست
وی گفته هر آنچه دیده از یار
5
هرگز باشد که چون سوادت
پر نور کنیم دیده از یار
6
اندر شب هجر مطلع تو
صبحی ست ولی دمیده از یار
7
ای حظ نظر گرفته از دوست
وی ذوق سخن چشیده از یار
8
گر باز روی ز من بگویش
کای بی سببی رمیده از یار،
9
انصاف بده که چون بود سیف
پیوسته چنین بریده از یار