کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۴ - ای رخ خوب تو آفتاب جهان سوز...

1

ای رخ خوب تو آفتاب جهان سوز

عشق تو چون آتش و فراق تو جان سوز

2

شوق لقاء تو باده طرب انگیز

عشق جمال تو آتشی است جهان سوز

3

در دل مجنون چه سوز بود زلیلی

هست مرا از تو ای نگار همان سوز

4

خلق جهان مختلف شدند نگارا

پرده برانداز از آن یقین گمان سوز

5

کرد سیه دل مرا به دود ملامت

عقل که چون هیزم تر است گران سوز

6

رو غم آن ماه رو مخور که ندارد

هر دهنی تاب آن طعام دهان سوز

7

در ره سودای او مباش کم از شمع

گر نکشندت برو بمیر در آن سوز

8

با که توان گفت سر عشق چو با خود

دم نتوان زد ازین حدیث زبان سوز

9

در سخن ار گرم گشت سیف از آن گشت

تا به دلی در فتد ازین سخنان سوز

متن شعر کپی شد.