غزل · سیف فرغانی
غزل شماره ۵۵ - ایا به حسن چو شیرین به ملک چون پرویز...
1
ایا به حسن چو شیرین به ملک چون پرویز
قد تو سرو روان است و سرو تو گل ریز
2
به روزگار تو جز عاشقی کنم نسزد
به عهد خسرو چون کار خر کند شبدیز؟
3
اگر زلعل تو مستان عشق نقل خوهند
بخنده لب بگشا و شکر ز پسته بریز
4
بریز پای میاور چو خاک و برمگذر
مرا که نیست به جز دامن تو دست آویز
5
گرم به تیغ برانی ز پیش تو نروم
نه من ز تو نه ز حلوا کند مگس پرهیز
6
من شکسته گر از تو جفا کشم چه عجب
نه دست دفع بلا دارم و نه پای گریز
7
کسی کز آتش عشق تو گرم گشت دلش
از آب گرد برآرد به آه دردآمیز
8
به عهد حسن تو شد زنده سیف فرغانی
که مرده خفته نماند به روز رستاخیز
9
از آن زمان که چو فرهاد بر تو عاشق شد
چو وجد گفته شیرین اوست شورانگیز