کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸ - قند خجل می شود از لب چون شکرش...

1

قند خجل می شود از لب چون شکرش

قوت دل می دهد بوسه جان پرورش

2

زهر غمش می خورم بوک به شیرین لبان

کام دلم خوش کند پسته پر شکرش

3

لذت قند و نبات چاشنیی از لبش

چشمه آب حیوه رشحه لعل ترش

4

از دهنش قند ریخت لعل شکربار او

در قدمش مشک بیخت زلف پریشان سرش

5

دل شده را قوت جان از لب لعل وی است

هر که بهشتی بود آب دهد کوثرش

6

پرده ز رخ بر گرفت دوش شبم روز کرد

معنی خورشید داشت صورت مه پیکرش

7

از کله و از قبا هست برون یار ما

یار شما خرگهی ست خیمه بود چادرش

8

در بر او دیگری می خورد آب حیوه

ما چو گدایان کوی نان طلبیم از درش

9

دعوی عشق تو کرد سیف و به تو جان بداد

گر چه نگوید دروغ هیچ مکن باورش

متن شعر کپی شد.