کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۲ - چو شد به خنده شکر بار پسته دهنش...

1

چو شد به خنده شکر بار پسته دهنش

شد آب لطف روان از لب چه ذقنش

2

از آنش آب دهن چون جلاب شیرین است

که هست همچو شکر مغز پسته دهنش

3

گشاده شست جفا ابروی کمان شکلش

کشیده تیر مژه نرگس سپه شکنش

4

کمان ابروی او تیر غمزه ای نزند

که دل نگیرد همچون هدف به خویشتنش

5

بر آفتاب کجا سایه افگند هرگز

مهی که مطلع حسن است جیب پیرهنش

6

برهنه گر شود آب روان جان بینی

چو در پیاله شراب از قرابه بدنش

7

چو زیر برگ بنفشه گل سپید بود

به زیر موی چو شعر سیه، حریر تنش

8

به زیر هر شکنش عنبر است خرواری

که باربند عبیر است زلف چون رسنش

9

میان آتش شوقند و آب دیده هنوز

به زیر خاک شهیدان سوخته کفنش

10

مرا که در طلبش خضروار می گشتم

چو آب حیوان ناگاه بود یافتنش

11

کجا رسم ز لب او به بوسه ای چو دمی

«رها نمی کند ایام در کنار منش»

متن شعر کپی شد.