کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۷ - هلال حسن به عهد رخ تو یافت کمال...

1

هلال حسن به عهد رخ تو یافت کمال

که هم جمال جهانی و هم جهان جمال

2

ز روی پرده برافگن که خلق را عید است

هلال ابروی تو همچو غره شوال

3

محیط لطف چو دریا مدام در موج است

میان دایره روی تو ز نقطه خال

4

رخ تو بر طبق روی تو بدان ماند

که بر رخ گل سرخ است روی لاله آل

5

ز نور چهره تو پرتوی مه و خورشید

ز قوس ابروی تو گوشه ای کمان هلال

6

به پیش تست مکدر چو سیل و تیره چو زنگ

به روشنی اگر آیینه باشد آب زلال

7

ز خرقه ها بدر آیند چون کند تاثیر

شراب عشق تو در صوفیان صاحب حال

8

به وصف آن دهن و لب کجا بود قدرت

مرا که لکنت عجز است در زبان مقال

9

گدای کوی توام کی بود چو من درویش

به نزد چون تو توانگر عزیز همچون مال

10

ز شاخ بید کجا بادزن کند سلطان

وگرچه مروحه گردان ترک اوست شمال

11

چو کوزه ز آب وصالت دهان من پر کن

به قطره ای دو که لب خشک مانده ام چو سفال

12

رخ تو دید و بنالید سیف فرغانی

چو گل شکفت مگو عندلیب را که منال

13

بیا که در شب هجران تو بسی دیدیم

«جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال»

متن شعر کپی شد.